
خوابیده ای کنار من
آرام مثل خواب
خواب کدام خوب ترا می برد چنین
مثل گلی سفید شناور به روی آب ؟
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 9:1 توسط مستان |
عکس از : مهرناز شاپوری اي جنگل اي در خود نشسته اي جنگل ! اينجا سينه من چون تو زخمي ست 
پيچيده با خاموشي سبز
خوابيده با روياي رنگين بهار نغمه پرداز
زين پيله كي آن نازنين پروانه خواهد كرد پرواز ؟
اينجا دمادم داركوبي بر درخت پير مي كوبد ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 9:32 توسط مستان |

وقتی برگهای پاییز رو زیر پات له میکنی به یاد داشته باش که روزی نفس به تو هدیه میکردند .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 13:50 توسط مستان |

در پاییز کوچک من ، درختان فقط یک برگ داشتند
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 12:5 توسط مستان |
عکس از : مهتاب کلانتری غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد خار خنديد و به گل گفت سلام ... و جوابي نشنيد خار رنجيد ولي هيچ نگفت ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود دست بي رحم كه آمد نزديك گل مغرور ز وحشت پژمرد ليك ناگاه ! خار در دست خليد و گل از مرگ رهيد ! صبح فردا خار با شبنمي از خواب پريد ! گل صميمانه به او گفت سلام 
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 10:30 توسط مستان |